وبلاگ به این آدرس منتقل شد:http://hashtad-o-se.blogfa.com

نوشته شده توسط بابك در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387
|
درمقابل این جهان مشهود به این قدرقدرتی جهان انتزاعی ما کورکورهای گوش دراز کجاست؟ جهان ما مکان هندسی چه نقاطی از فضاست؟

نوشته شده توسط بابك در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
|
بوسیدن پای هرکس از مچ به پایین مجاز و آزاد است.

نوشته شده توسط بابك در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
|
دو مامور پشت سر هم از آن جاي تاريكِ لا زمان پرت مي كنند اش بيرون . و من پشت سر هم تلاش مي كنم راه ديگري به درون براي اش پيدا كنم. شايد اين همه ي آن چيزي ست كه من هستم.
منطقه ، منطقه ي ساكت اي كه او گاهي داخل اش هست و گاهي خارج اش . و من هميشه خارج اش.

نوشته شده توسط بابك در شنبه بیست و سوم شهریور 1387
|
فعلا، و فقط فعلا، تا اطلاع ثانوي، تاب بودن با تو را ندارم، تاب خوابيدن با تو را. شايد همديگر را در جايي ديگر، جايي يكسره بي شباهت به اين جا، به زودي، ملاقات كنيم.

نوشته شده توسط بابك در جمعه بیست و دوم شهریور 1387
|
اتاق شماره ي 132، بس به دور از آنچه در بيرون جاري ست. به دور از آنچه در گذشته بوده است، و آنچه در آينده خواهد آمد.

نوشته شده توسط بابك در جمعه پانزدهم شهریور 1387
|
وقتي خودش را كشت خوش حال بود كه مي پيوندد به جهان ساكت اي كه آرميده بودند در آن مادرش، عمو، پسرعمويش، دوست دوران راهنمايي، اميدهاي مسدودشده اش، باورهاي نه - هنوز - شكل گرفته، و ازهمه مهم تر عشق اش. اين آخري علت مرگ او بود، آخرين حس عميقا خوبش.

نوشته شده توسط بابك در دوشنبه چهارم شهریور 1387
|